مصدر

بن ماضی

بن مضارع

مصدر

بن ماضی

بن مضارع

مصدر

بن ماضی

بن مضارع

آرمیدن

آرمید

آرام

خروشیدن

خروشید

خروش

مکیدن

مکید

مک

آگندن

آگند

آگن

خریدن

خرید

خر

نالیدن

نالید

نال

آمرزیدن

آمرزید

آمرز

خسبیدن

خسبید

خسب

نامیدن

نامید

نام

آوردن

آورد

آور

خلیدن

خلید

خل

نوشیدن

نوشید

نوش

افتادن

افتاد

افت

خمیدن

خمید

خم

نهادن

نهاد

نه

افشاندن

افشاند

افشان

خندیدن

خندید

خند

وزیدن

وزید

وز

افشردن

افشرد

افشر

خوابیدن

خوابید

خواب

هراسیدن

هراسید

هراس

افکندن

افکند

افکن

خواندن

خواند

خوان

لرزیدن

لرزید

لرز

باریدن

بارید

بار

خوردن

خورد

خور

گندیدن

گندید

گند

بافتن

بافت

باف

درخشیدن

درخشید

درخش

گماردن

گمارد

گمار

بالیدن

بالید

بال

درویدن

دروید

درو

گشادن

گشاد

گشای

بریدن

برید

بر

دزدیدن

دزدید

دزد

گستردن

گسترد

گستر

بلعیدن

بلعید

بلع

دمیدن

دمید

دم

گردیدن

گردید

گرد

بوسیدن

بوسید

بوس

دوشیدن

دوشید

دوش

گزاردن

گزارد

گزار

پاشیدن

پاشید

پاش

دویدن

دوید

دو

کشتن

کشت

کش

پراکندن

پراکند

پراکن

راندن

راند

ران

کوشیدن

کوشید

کوش

پرستیدن

پرستید

پرست

رخشیدن

رخشید

رخش

کوبیدن

کوبید

کوب

پروردن

پرورد

پرور

رزمیدن

زرمید

رز

کندن

کند

کن

پریدن

پرید

پر

رمیدن

رمید

رم

کاویدن

کاوید

کاو

پسندیدن

پسندید

پسند

رنجیدن

رنجید

رنج

رقصیدن

رقصید

رقص

پرسیدن

پرسید

پرس

روییدن

رویید

روی

رسیدن

رسید

رس

پوشیدن

پوشید

پوش

رهیدن

رهید

ره

گسستن

گسست

گسل

پیچیدن

پیچید

پیچ

زادن

زاد

زای

گسیختن

گسیخت

گسل

تابیدن

تابید

تاب

سپردن

سپرد

سپر

نگاشتن

نگاشت

نگار

تازیدن

تازید

تاز

ستردن

سترد

ستر

پنداشتن

پنداشت

پندار

تراشیدن

تراشد

تراش

سنجیدن

سنجید

سنج

افراشتن

افراشت

افراز

ترسیدن

ترسید

ترس

شکافتن

شکافت

شکاف

آویختن

آویخت

آویز

ترکیدن

ترکید

ترک

شکفتن

شکفت

شکف

انباشتن

انباشت

انبار

تنیدن

تنید

تن

شمردن

شمرد

شمار

خواستن

خواست

خواه

جنبیدن

جنبید

جنب

شنیدن

شنید

شنو

کاشتن

کاشت

کار

جوشیدن

جوشید

جوش

طلبیدن

طلبید

طلب

کاستن

کاست

کاه

جهیدن

جنبید

جنب

غریدن

غرید

غر

فرمودن

فرمود

فرمای

چریدن

چرید

چر

غلتیدن

غلتید

غلت

فرسودن

فرسود

فرسای

چرخیدن

چرخید

چرخ

فرستادن

فرستاد

فرست

ستودن

ستود

ستای

چشیدن

چشید

چش

فشردن

فشرد

فشار

ربودن

ربود

ربای

چکیدن

چکید

چک

فهمیدن

فهمید

فهم

بخشودن

بخشود

بخشای

چربیدن

چربید

چرب

لغزیدن

لغزید

لغز

بخشیدن

بخشید

بخش

خاریدن

خارید

خار

مالیدن

مالید

مال

پختن

پخت

پز

خراشیدن

خراشید

خراش

ماندن

ماند

مان

پیراستن

پیراست

پیرای

خرامیدن

خرامید

خرام

نالیدن

نالید

نال

پالودن

پالود

پالای